X
تبلیغات
یاد افلاکیان
 
 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه دهم فروردین 1393 توسط ڪربـلایے بے نشان
بسم رب الشهدا

شهید سید محمد رضا ناصریان

"از مادرم فاطمه ی زهرا سلام الله علیها ، از بهترین مادر دنیا،صحبت کردن برای من مشکل است .

زهرا، زهرا، زهرا.حضرت زهرا سلام الله علیها مادر پهلو شکسته ی ماست؛مادری که برای خدا زیست و همه ی زندگی اش جلوه ای خدایی است.

مادری که از هر چه تجمل و زینت آلات به دور بوده؛مادری که به رغم همه داشتن ها ،خود را از رفاه مادی محروم می کرد،مادری که هر چه داشت ایثار می کرد . صائم بود و خستگی ناپذیر، مادری که الگو بود برای همه زنان عالم و تنها زنی بود که هم کفو با امام علی علیه السلام بود و علی علیه السلام نیز تنها مردی بود که هم کفو با زهرا سلام الله علیها بود .




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه ششم فروردین 1393 توسط ڪربـلایے بے نشان

بسم رب الشهدا

شهید علی خلیلی

اگر بخواهید حقیقت را برای تان بگویم من این کار را "امر به معروف" نمی‌گذارم بلکه اسمش را دفاع از ناموس می گذارم. دفاع از ناموس مسلمان ها هم برای هر مسلمانی واجب است. من امر به معروف نکردم, دفاع از ناموس مسلمان‌ها کردم. در این حوادث و اتفاقات هیچکس پشت شما نخواهد ایستاد.

هیچکس پشت آدم نیست فقط خدا هست که پشت شما می‌ایستد.

من در آن لحظه هم که با آنها درگیر شدم به هیچکس امید نداشتم فقط به عشق لبخند حضرت آقا جلو رفتم.

نامه شهید علی خلیلی به رهبر انقلاب 15 روز پیش از شهادتش



نوشته شده در تاریخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 توسط ڪربـلایے بے نشان
بسم رب الشهدا

از اون بچه هیئتی های عاشق بود؛ عاشق مادرش حضرت زهرا(س). گردانمون یه هیئت داشت به اسم هیئت متوسلین به حضرت زهرا(س). توی هیئت همه بچه ها بی قرار بودند، اما حال سید احمد با همه فرق داشت. تا اسم حضرت زهرا (س) می اومد مثل ابر بهاری گریه می کرد. حالش عوض می شد. خیلی به مادرش ارادت داشت.

یه دست نوشته ازش مونده که سند عاشقی سید به حضرت زهراست(س)...خطاب به امام زمان(عج) نوشته:

" آقا جان وقتی که ما به جبهه می رویم به این نیت می رویم که انتقام سیلی که آن نامردان بر روی مادر شیعیان زده را بگیریم. برای انتقام آن بازوی ورم کرده می رویم. برای انتقام آن سینه سوراخ شده می رویم.سخت است شنیدن این مصیبت ها."

منبع:شهید من

مــــــادر!
میخـــواهـــم دست دلـــم را بگیرے برایش دعا کنے

آخـــر مــے گـــویــنــد دعـــاے مـــادر مــعـــجــزه مــے کــنــد....

دلتنگی نوشت:قسمت نشد خادمی بریم عیبی نداره در همه حال و همه جا میشه خادم شهدا بود اما لیاقت زیارت هم نداشتیم...یادش بخیر راهیان نور ۹۱...حسرتش برامون موند...کمی نفس های جانانه میخواهم آن هم در هوای شلمچه...

پی نوشت:اعلام حمایت مردمی از تصمیم های انقلابی و مومنانه در رسانه ملی و سیستم بانکی

 




طبقه بندی: شهــــــید ســـیــــد احــــمـــد پـــــلارک، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه هشتم اسفند 1392 توسط ڪربـلایے بے نشان

بسم رب الشهدا

پای درس سید مجتبی:

احتیاط کن! در ذهنت باشد که یکی دارد مرا می‌بیند،

یک آقایی دارد مرا می‌بیند. دست از پا خطا نکنم، مهدی فاطمه(س) خجالت بکشد.

وقتی می‌رود خدمت مادرش که گزارش بدهد شرمنده نشود و سرش را پایین نبیندازد.

بگوید: مادر! فلانی خلاف کرده، گناه کرده است. بد نیست؟!

فردای قیامت جلوی حضرت زهرا(س) چه جوابی می‌خواهیم بدهیم.】‌

شهید نوشت:

مواظب باشید که در صحنه ی امتحان الهی مردود نشوید و شرمسار در قیامت نباشید که پاسخ ندهید:

چرا مقدمه ی ظهور ولی و حجت خدا را فراهم نکردید؟

شهید محمد حسین فاضلی

بغض نوشت:قرار بود خادم زائرانتان باشم...میخواستم خدمت کنم...من تمام تلاشمو کردم اما شما نخواستید...دعوتم نکردید...من که از تک تکتون خواستم ...به خاطر کدوم گناه؟؟؟...همین دعوت نکردن برام کافیه...همین بی لیاقتیم...لااقل برای آرامش دلم دعا کنید...دلم تنگ است برای دیدار دوباره طلائیه...اروند...شلمچه...




طبقه بندی: شهــــــید سـیــد مـــجــتــبے عـــلــمـــدار، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 توسط ڪربـلایے بے نشان

بسم رب الشهدا

شهید منوچهر مدق خطاب بہ همسرش:

وقتے من  را گذاشتید توے قبر،یڪ مشت خاڪ بپاش بہ صورتم ...

همسر شهید:

پرسیدم چــرا؟

گفت:

براے اینڪہ بہ خودم بیایم و ببینم دنیایے ڪہ بهش دل بسته بودم و بہ خاطرش معصیت مے کردم یعنے همین...】‌

منبع: ڪتاب اینڪ شوکران

اندڪے  تامل ...

شبـــ در وقتـــ خوابـــ قدرے فــکــر کنیم

                                     امروز چہ کردیم کہ لیاقتــ زنده ماندنــ را داشتہ ایـــم...

***************************************

دلتنگی نوشت:

من و تــــ❤ـــو  و قــــرار پنج شنبه هایم و مزار شهدا

اما سنگـــ مـــزار تـــو در گــلـــزار شهدا نیستـــ

 سنگـــ مـــزار تـــو دلِ دل تنگ من استــ که این روزها دیگر تابــ و طاقتے برایش نمانده استــ...

دلم برایتــــ تنگــــ شده...

تــ❤ــو بــ ه آرزوے مـن رسیـدے ❀ دعا کن مـن هم بـ ه آرزوے تــ❤ــو برسم..

  ❤‿︵‿︵❤۲۱بهمن...ســـالـــروز آسمانے شدنتــــ...

                                       دایے جان شهادتتــــ مبارکـــــــــــ❤‿︵‿︵❤




طبقه بندی: شهــــــید مـــنــوچـــهـــر مـــدق، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه یکم بهمن 1392 توسط ڪربـلایے بے نشان
بسم رب الشهدا

شهید احمدی روشن

«من در نطنز،
با شب بیداری،
با کار مضاعف،
با دوری از زن و بچه،
با غنی سازی،
با پیشرفت در انرژی هسته ای،
با یو سی اف،
با فلان فرمول شیمیایی و با نماز شب کنار لوله های آزمایشگاهی،
مشغول مبارزه دیگری با فتنه هستم»

20 در صد غنی سازی پـَـــر...                                          

                                      ای شهید راهت ادامه دارد!؟+

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه یکم دی 1392 توسط ڪربـلایے بے نشان

 

فقط یک جا مانده 

می فهمد

رفتن تا کربلا

یعنی چه...!+



نوشته شده در تاریخ یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392 توسط ڪربـلایے بے نشان
بسم رب الشهدا

قرار ِ مآטּ یڪ مانور ڪوچڪ بوל !


قرار بوל تیر هاے نگاهت مشقے باشـל !

اما , , ,

ببین یڪ جاے سالم هم بر دلم نمآنده !


حآلا .. آرامش ِ مَـטּ ایـטּ شده ;

بے تاب ِ تو باشم اے شهیـל ...


پ.ن:دایی عزیزم تولدتــــ مبارکـــــــ

دلم تنگـــ نگاه آسمانیـــــ توستـــــ

من خستـــه ام!با چشمانتـــــــــــــــ روبه راهم کن...

هدیه تولد هر کسی که مایل بود،۵ صلوات هدیه به روح شهید محمد اشتری



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 توسط ڪربـلایے بے نشان
بســ❤ــم ربـــ❤ــ الحـــسـ❤ــیــن
 
کـ❤ــربـلـا نـرفـتن سخـت است !

کـ❤ــربـلـا رفـتـن سخـت تـر ...!

تـا نـرفـتـ ه اے شـوق ِ رفـتـن دارے

و تـا رفـتے

شـوق ِ مُـردن !

کـ❤ــربـلـا رفـتـ ه هـا می دانـنـد

بـعـد از کـ❤ــربـلـا

روضـ ه حُـسـیـن

حُـکـم ِ زَهـــر دارد بـراے ِ

~~✿ دل ِ اوراق شـ ـ ــده ے ٍ زائـر ✿~~

آخـر ایـنـجــــا دگـر عـبّـاس نـیـست ؛

تـا آرام شوی در حــــریـــــم امـنـش ...

 نـویـسنـده ش نـامعـلوم
 
 


هوای حسین،
هوای حرم،
هوای شب جمعه زد به سرم!
روانه شوم،
به سوی ضریح،
بگیری اگر زیر بال و پرم!
به زیر علم،
قدم به قدم،
روانه شدم رو به سوی حرم.....{+}
 
پ.ن:سلام...ببخشید که نمیتونم به همه ی دوستان سر بزنم حجم درسام خیلی زیاده ...کوتاهی منو به بزرگواری خودتون ببخشید...


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه نهم آبان 1392 توسط ڪربـلایے بے نشان
بسم رب الشهدا
 
حکایت ما حکایت حُرّ است، می‌پنداشتیم مأموریم و معذور؛ می‌پنداشتیم نمی‌توانیم نفسْ‌مان را اطاعت نکنیم.
 
حکایت ما حکایت حُرّ است؛ سر درگمیم. در جو بدی‌ها گرفتار شدیم؛ ذاتمان بد نیست، جانمان بد نیست؛ امام را دوست داریم.

حکایت ما حکایت حُرّ است؛ فکر نمی‌کردیم مخالفت ما، گناه ما، کار را به اینجا می‌کشد که شمشیر‌های ناجوانمردانه غیبت امام را احاطه می‌کند.
 
حکایت ما حکایت حُرّ است؛ فکر نمی‌کردیم که من و کوتاهی‌های من هم می‌تواند مانع حرکت او گردد و یا باعث غم و اندوه او و همراهان و همدلانش.
و حکایت ما حکایت حُرّ است؛ خدا می‌داند پشیمانیم!

حکایت ما حکایت حُرّ است؛ به ارزیابی رسیده‌ایم. چه کنیم؟ ولی خدا را همراه شویم یا یزید و ابن‌زیاد شهوات و نفسْ‌مان را؟ کمی حریت و آزادگی می‌خواهد.

حکایت ما حکایت حُرّ است؛ به نتیجه رسیده‌ایم عذر تقصیر به محضر امام خود بیاوریم و از خود او مدد بخواهیم. به دامن او متوسل شویم و از ساحت مقدس او عذرخواهی کنیم که طبیب است و درد حُرّ را می‌داند.

حکایت ما حکایت حُرّ است؛ راه‌ها را رفته‌ایم و خسته‌ایم؛ از سپهسالاری شیطان خسته‌ایم. از سربازی و فرمانروایی جنود شیطان خسته‌ایم. نوکری امام را برگزیده‌ایم.

حکایت ما حکایت حُرّ است؛ خسته، نادم و پشیمان. می‌تواند امام نپذیردمان، که ما دلش را به درد آورده‌ایم. می‌تواند ردّمان کند؛ اما حکایت او حکایت امام است و حکایت ما حکایت حر.

و ای کاش حکایت ما، حکایت حُرّ بود؛ مردانه گذشته را جبران می‌کردیم. امام را یاری و جان فدایش می‌کردیم.

و ای کاش حکایت ما، حکایت حُرّ بود؛ محبت و دعای امام شاملمان می‌شد، سرمان را به زانو می‌گرفت و منزلتی به عظمت حُرّ می‌یافتیم که البته کسی به عظمت یاران امام حسین(ع) – حُرّ و دیگران- نخواهد رسید.

و ای کاش حکایت ما، حکایت حُرّ بود، عاقبت او بخیر شد و ما هنوز در میانه راه و امتحانات فراوان...

کاش می شد مثل حر باشیم و به پای امام مان پیر شویم

منبع:خاکریز فرهنگی خیبری ها



نوشته شده در تاریخ سه شنبه سی ام مهر 1392 توسط ڪربـلایے بے نشان
وقتـــــ ورود در حــــرم تــــ❤ــــو هـــوآیے امـــ
 

                                                   وقتـــــ خروج تــازه زمیــن گـــیــر مے شـــومـــ

انشاا... فردا میرم مشهد،نائب الزیاره ی همه ی دوستان هستم...پیشاپیش عیدتون مبارک



قالب وبلاگ