X
تبلیغات
یاد افلاکیان
"شهادت در رکاب امام خميني زيباست اما دفاع از ولي فقيه حاضر از آن هم زيباتر است. خون دادن براي امام خميني زيباست اما خون دل خوردن براي امام خامنه‌اي از آن هم زيباتر است "

شهيد آويني

 

!مهم تر از عمل کردن،"عمل نکردن" است

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 14:13  توسط فدایی ولایت 

بسم رب الشهدا

آیت الله بهجت (ره):
از ما، عمل چندانی نخواسته اند!
مهم تر از عمل کردن، "عمل نکردن" است!
تقوا یعنی "عمل گناه را مرتکب نشدن!
همه میپرسند چه کار کنیم؟
من میگویم: بگویید چه کار نکنیم؟
و پاسخ اینست:
گــــــــنــــــــــــاه نــــکــنــیــد.

شاه کلید اصلی رابطه با خدا " گــنــاه نــکــردن " است

پی نوشت:

فعلا" در دسترس نیستم....

                                  تا بعد....

                                                     یا علی


السلام علیک یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 14:26  توسط فدایی ولایت 

بسم رب الشهدا

حاجی، حاجی؛ سید:
حاجی جان دیگه گلوم نمی سوزه ، نفسم دیگه تنگ نیست.چه بوی خوشی میآد…

سیٌد، سیٌد؛ حاجی:
سیٌد جان ! اینجا هم هنوز می شود بوی خوش استنشاق كرد. اینجا هم هنوز می توان عاشق شد و عاشق ماند و لایق دیدار شد. هنوز پرچم در دست علی در اهتزازه، هنوز هم می شود سبك بال شد؛ فقط گلوله ها عوض شده، فقط آدم شدن مشكل شده؛
فقط…

حاجی، حاجی؛ سیٌد:
عجب بوی خوشی میآد. حاجی جان! نام رمز عملیات را كه یادت هست؟!
عجب بوی خوشی میآد…

السلام علیك یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها

*******

رفتند تا انتقام سیلی مادر بگیرند و حال..

روز شهادت مادر برمی گردند..


• 「شهــــــید سیـــــــد مجتبے علمـــــدار 」

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1392ساعت 22:13  توسط فدایی ولایت 

بسم رب الشهدا

هر وقت از سرڪار میومد یہ راست میرفت توے اتاقش.

دراز میـــڪشید روے پتو

از این پهــلو بہ اون پهــــلو. هرڪار میکرد آروم نمیشد

گریه میــڪرد از بـــس درد داشت

میرفتم ڪنارش میگفتم:مادر بذار تا پهـلوت رو بمالم

شــاید دردش اروم بگیره


میگفت :

نه مـــادرجان این درد ارث مـــادرم حضرت زهــــــــــراست.】‌

بذارین با همین درد آرامـــش برسم


راوے: مادر شهید
منبع: ڪتاب برخوشه خاطرات، نوشته ابراهیم رستمے، ص30



مـــن نـمـی ‌گـویـم چـه شـد ؛

گـویـنـد در چـشـم عــلـی (ع)

سـیـل دشـمـن بــود پـیــدا ،

فــاطــمـه (س) پـیــدا نـبـود ...

آهـــ ...


اهالی آسمان

پی نوشت:کربلا سرزمین بهت است؛

              چه برای آنان که در جبهه ی کفرند،         

چه آنان که در جبهه ی ایمان...

                                                               همه مبهوت ابهت امام اند...

نائب الزیاره همه ی دوستان بودم

ای کاش تموم نمیشد...عجب صفایی داشت حرم ارباب....


بازگشت از سرزمین نور

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1391ساعت 10:25  توسط فدایی ولایت 

بسم رب الشهدا

حکایت، حکایت سفر است، سفری طولانی

سفری از جنس نور و مسافرانی از رنگ طلوع
 
اینک آمده ایم با غباری از نور بر جامه هامان...

یادش بخیر...

دوکوهه

به دوکوهه که برسی به لحظه ی دیدار نزدیک می شوی.

صدای قلبت را می شنوی که با صدای ملائک همراه می شود.

لبیک

اللهم لبیک......

آنجا سرزمینی ست که فقط دلدادگان حریم وصل در آن راه یافته اند

و اکنون تو نیز محرم این حریم گشته ای.

محرم اسرار خوبان خدا

تربت پاک دوکوهه را بر چشمانت بگذار و نیت احرام کن...

می گویند به دوکوهه که میرسی اگر چشم دلت را باز کنی شهدا را میبینی که به استقبال تو آمده اند.

و برگه ی حضور در این وادی حفظ خون شهیدان است.

هرگاه به دوکوهه رسیدی

و به خیل روندگان طریق عشق پیوستی

آن گاه برای حج آماده شو.......

اروند

ذره ذره غبار دلت را به اروند بسپار.

مبادا آب بنوشی!

اینجا سرزمین حاجیان لب تشنه است.

این جا حج حسینیان زمان کامل می شود .

آنان که به جای گشتن بر دور کعبه ی سنگی به ندای حق لبیک گفتند و در کربلا همچون ستارگان در طواف خورشید، به گرد امام عشق طواف کردند.

با آب اروند غسل احرام کن.

شلمچه

به یاد حاج حسین خرازی!!!

چه فرقی می کند ظهر به شلمچه برسی یا غروب؟

شلمچه سرزمین هزار خورشید است.

سرزمین نزول وحی و عشق است.

فرشتگان را ببین

نور میبرند و نور می آورند.

حاجی!!!

زمان محرم شدن است

با محرمان حریم وصل احرام ببند.

پا بر روی تربت پاک شلمچه بگذار.

چه می گویم؟

فرش زیر پایت بال فرشتگان و آسمانت بهشت برین است.

طلائیه

به یاد شهید همت و شهید حمید باکری

هر ذره از خاکش زر ناب است ور قطعه از آسمانش بهشت برین.

انگار آسمان و زمینش با هم پیوندی دیرینه دارند.

اینجا نقطه ی پرواز است.

نقطه ی وصل.

اینجا طلائیه است...

و طلائیه ریسمانی است که اگر به آن بیاویزی تا اوج خواهی رسید

تا خدا...

به طلائیه که رسیدی بالهایت را بگشا

و آماده ی پرواز شو...

هویزه

به یاد شهید محمدحسین علم الهدی

لبیک

اللهم لبیک

لبیک لا شریک لک لبیک...

و این ندای حسین است

که هر روز و شب در گوش زمان می پیچد

و تو را به خود می خواند.

کل یوم عاشورا

و کل یوم کربلا

و هویزه قطعه ای از خاک کربلاست

که حسین زمان( شهید محمد حسین علم الهدی) با اصحاب عاشورایی خویش به کاروان نور و عشق پوستند.

و بدان که تو را نیز تا به بلای کربلا نیازموده اند از دنیا نخواهند برد...

دهلاویه

به یاد شهید چمران

شهید چمران قبل از شهادت شهید شده بود.

آن زمان که خویشتن خویش را نابود کرد

و آینه ی تمام نمای منیت خویش را با سنگ اراده و عشق شکست.

تو نیز به دهلاویه که رسیدی ابراهیم زمان خویش باش

و بت های جاهلیت را بشکن.

هرچه را که بر کعبه ی دلت غبار می نشاند بشکن غرورت را

شغلت را

مقامت را

آن گاه لایق شهادت می گردی...

چزابه

می خواهی آسمان دلت را از ابرهای سیاه تردید پاک کنی؟

می خواهی همچون زلال آبی آب پاک شوی؟

و به خیل رودنگان طریق عشق بپیوندی؟

می خواهی چشم هایت به دریچه ی نور و روشنایی باز شوند؟

وندیده ها را ببینی؟

و عاشق شوی؟

باشد... باشد

می گویم:

به سرزمین توبه و تقصیر برو

به چزابه...

سر به خاک بسای و توبه کن.

اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت

تو توبه نامه را بنویس امضا کردنش با من

 

فکه

به یاد شهید آوینی

هنوز که از زمین سراغ آسمانیان را می گیری!

اینگونه سر در گریبان خاک مبر

رملهای فکه ردپای خوبان را به یاد سپرده است.

اگر به دنبال جای پای عزیزانت می گردی

به آسمان فکه سری بزن.

فکه عرفات حاجیان راهیان نور است.

کفش از پا و دل از دنیا بر می کنی

و به قطره ای از آب زلال معرفت می گردی.

می دانم تشنگی امانت را بریده است

اما به حرمت آقایمان حضرت حجت(عج)

و به حرمت جد لب تشنه اش حسین( ع) و به یاد علمدار دشت کربلا

آب را به آب بسپار

و دلت را به آسمان.... 

فتح المبین

به فتح المبین که میرسی دیگر پاهایت به فرمان تو نیستند

می روی...

می دوی...

به دنبال چه می گردی زائر بی تاب سرزمین نور؟

اگر می خواهی آسمانی شوی در زمین چرا جستجو می کنی؟

سنگرهای عشق و شیارهای درد را یک به یک می گردی.

آری اینجا نقطه ی عروج و پرواز خوبان است.

آری اینجا زمینش آسمانی است.

حق داری

پس بگرد.

جستجو کن.

قدمگاه آن عزیزان سفر کرده را

در نقطه ی عروج بایست.

و بالهایت را به وسعت آسمان دلت باز کن.

لحظه ی پرواز است

از اینجا تو تمامی قله های نوررا فتح خواهی کرد........

 

چه رازی بود در شب های سپید قدرت که لایق دیدار گشته ای؟

هرچه هست قدر لحظه های ناب حضور را بدان

و بمان بر سر عهد و پیمانی که در سرزمین نور با خدایت می بندی.

مواظب دلت باش

همین...


سیجی عاشق کربلاست و کربلا را تو مپندار که شهری است در میان شهرها و نامی است در میان نامها،نه؛ کربلا حرم حق است و هیچ کس را جز یاران امام حسین (ع) راهی به سوی حقیقت نیست.

کربلا ما را نیز در خیل کربلاییان بپذیر..

سید شهیدان اهل قلم شهید مرتضی آوینی

 

توفیق حاصل و اسم ما در لیست کربلاییان نوشته شد..
اگر لایق باشم نائب الزیاره همه ی همسنگرانم هستم...حلال کنید دوستان
یاعلی


سفر به دیار شهدا

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1391ساعت 21:27  توسط فدایی ولایت 

بسم رب الشهدا

سلام همسنگران بزرگوار

انشاالله فردا عازم کربلای ایران هستم...

دعاگوی همتون هستم

به امید شفاعتی از سوی شهدا...


...سالروز شهادت

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1391ساعت 22:59  توسط فدایی ولایت 

بسم رب الشهدا

هوایت که به سرم می زند

دیگر در هیچ هوایی نمی توانم نفس بکشم!

عجب نفس گیر است

هوای بی تو....!

دایی محمد سالروز شهادتت مبارک

شادی روح شهدای والفجر ۸ صلوات


اطاعت از ولی فقیه

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1391ساعت 12:18  توسط فدایی ولایت 

  بسم رب الشهدا

شهید محمد رضا تورجی زاده:

"تندتر از امـــام (و ولایت فقیه) نروید که پایـتان خرد می شود.از امام هم عقـب تر نمانید که منحــرف می شوید ..."


ادامه مطلب

سیم خاردار

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1391ساعت 17:6  توسط فدایی ولایت 

بسم رب الشهدا

چه زیبا گفت شهید چیت سازان که :

« کسی می تواند در شب عملیات از سیم خاردار دشمن رد شود که به سیم خاردار نفسش گیر نکرده باشد . »

خطر ! میدان مین نفس

من و تو كجای این میدان ایستاده ایم ؟؟!!


مُـــــرادٍ من

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1391ساعت 19:46  توسط فدایی ولایت 

بسم رب الشهدا

وقتی یکی مراد دلت میشه و تو میشی مرید...

وقتی حس می کنی خیلی دوسش داری...

باید یاد بگیری شبیه اش باشی

که قدم جای قدماش بذاری

بعد اگه تغییری تو خودت دیدی

تازه می تونی بگی من مریدم

پس تلنگر...تلنگر...تلنگر...

که یادم نرود مریدم...
مرادم چه بود...؟؟؟
که قدمهایش را گم نکنم...
که نگاهش را نادیده نگیرم...
که به دل بسپارم...
که جواب هر مرادی...
در دل مرید است...

دایی جونم تولدت مبارک 


بسیجی افسر جنگ نرم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1391ساعت 14:48  توسط فدایی ولایت 

بسم رب الشهدا 

 

لـنــز دوربـیــنش بـســـــوی مــــاست!


می دانی این یعنـــی چـــه؟

امروز آویــنــــی میخواهد

روایـتـــگر جـهــاد اکـبـــر تو باشد ...

نـقـشـتــــــ را که یــــادتــــــــــ نرفتـــــه؟!

«  بسیجی افسر جنگ نرم »

「 انتظار عــآشورایے ... 」

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1391ساعت 15:36  توسط فدایی ولایت 

بسمـ رب الحسیـــن

 

وقتے سخت سرگرم روزگار هستے


کہ حتے با صداے باران آرام نمے شوے


در  این هواے سرد ِ پاییز


شعله اے آشنا


 ..تمام وجودت را گرم مے کند


!و تو آرام نمے گیرے کہ هیچ

 

...آتش هم مے گیرے منتظر 



    بیا بہ مرد ِ بیابان گرد هاشمے +


بگوییم


ما تنهایش نمے گذاریم

 (!)این را چشمان ِ خیس و دل نگرانمآن مے گویند



http://media.afsaran.ir/si4r7v_535.jpg


  ..آرے


پیراهن سیآهت را بیرون بیآور


  , انتظار مهدے


 ...انتظار عاشوراے حسین است



 

 حسیــــن آرام ِ جــــــــــآنـَم


حســــــــــین روح و روآنـــَم



 دل آشوبانہ ملتمس دعا ..

 

پنجره باز



عشق یعنی هر چه مولا گفت، چشــــــــــم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1391ساعت 19:35  توسط فدایی ولایت 

بسم رب الشهدا

یه گروه تشکیل داده بود که ماموریت ویژه ای داشت. بچه های این گروه از طرف رهبرشون مامور بودن با دانشجو هایی که تو بعضی از زمینه ها ضعیف هستن، هم اتاق بشن و بعد از اینکه با طرف صمیمی شدن، یواش یواش مسایل اعتقادی و دینی رو بهشون یاد بدن. اولش فکر می کردیم این کار بی فایده باشه؛ ولی بعداً نتایجش رو دیدیم. مثلا بعضی از دانشجوها که حتی اعتقادی به حفظ ظاهر و پوشیدن لباس مناسب شأنشون نداشتن، بعد از یه مدتی نماز شب می خوندن.

حتی بعضی ها اونقدر پیشرفت داشتن که لیاقت شهادت پیدا کردن. بعضی ها هم یه مسئولیت هایی گرفتن که به هر کس نمی دادن و در ظاهر بالاتر از سن خدمتی شون بود.

شهید محمد جعفر نصر اصفهانی

 امام خامنه ای (حفظه الله):

"مساله ی فرهنگ و مساله ی صف آرایی فرهنگی در مقابل دشمن را جدی بگیرید. این وظیفه ی ماست. این آن چیزی است که بنده هم اگر در راه آن کشته شدم، احساس می کنم که در راه خدا کشته شده ام. هر کس در این راه کشته شود، در راه خدا کشته شده و هر کس در این راه، زحمتی متحمل شود، در راه خدا متحمل شده است."

عشق یعنی هر چه مولا گفت، چشــــم


پی نوشت:دیروز تصرف خاکریز ها بود امروز تصرف قلوب و عقول
باید بزنیم به خط با توکل به خدا، توسل به اهل بیت و توجه به لب های سید علی
دیروز وصیتنامه می نوشتند، امروز باید وقف نامه بنویسیم برای انقلاب...برای امام زمان...کار فرهنگی یعنی از حداقل چیزهایی که داری بگذری...

دل نوشت:

بچه ها گنبد طلا یادش بخیر

حرم امام رضا یادش بخیر

بچه ها سقاخونه یادش بخیر

گریه های شبونه مون یادش بخیر

چقدر دلم برای حرم امام رضا تنگ شده...بنشان مرا به کنج حرم زیر سایه ات
دلم گریه‌های خدایی می‌خواهد؛
از او،
برای خودم،
از شرم روی او.
برای سبک شدن و شسته شدن سیاهی‌های دلم.

همچو باران سیل‌آسا،
شدید و توفنده،
تا بکند بنیان‌های سیاهی را که؛
گریه برای بخشش سیاهی‌ها، نه تنها غم نمی‌آورد؛
که دلت را شاد می‌کند،
مثل کودکی سرزنده، شاداب و خروشان؛
فارغ از هر دغدغه،
هر دل‌نگرانی،

و خدایا…
دلم گریه‌های خدایی می‌خواهد…+


اخلاص

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1391ساعت 16:0  توسط فدایی ولایت 

بسم رب الشهدا

روز هایی که می خواست به جبهه برود حتما غسل شهادت می کرد. خانواده هم آینه و قرآن و آب می آوردند تا از زیر آن رد شود. در همان حیاط از ما می خواست که دیگر جلوی در خانه نرویم. می گفت: "روبروی خانه نانوایی است.نمی خواهم مردم متوجه شوند که جبهه می روم و اجر ما از بین برود."

مادر او را می بوسید. در همان حیاط خانه از زیر قرآن رد می شد و خداحافظی می کرد. مادر،قسم می داد که خدایا به جوانی حضرت علی اکبر علیه السلام پسرم را به تو سپردم. هر چه خودت می دانی. سرنوشت فرزندم هر چه هست،من راضی ام به رضای خودت.

****

سید دوست داشت اگر کاری را انجام می دهیم با خلوص نیت و فقط برای خداوند انجام شود، نه برای دلایل دیگر.

سید چه در هیئت و چه در کارهای دیگر،هرگز به دنبال مقام های دنیایی نبود. در لباس سپاه آخرین درجه ای که داشت، سروان بود. روزی به سید گفتم: "همه ی هم دوره های شما سرگرد و سرهنگ هستند. چه جوریه که شما بعد از این همه سال، این همه خدمت و جنگ و .... هنوز سروانی!؟"

گفت: "ولش کن! زیاد مهم نیست. آدم باید اون دنیا درجه ی بالایی داشته باشه."

****

با اینکه خیلی تاکید کرده بودیم که اطلاع بدهد تا مراسم بگیریم اما بدون آنکه اطلاع دهد از مکه برگشت. وقتی به شهرستان قائم شهر رسید تازه به خانه زنگ زد که من از حج برگشته ام، ما هم چون از قبل آمادگی نداشتیم فقط به اندازه یک ماشین به استقبال او رفتیم. وقتی به او اعتراض کردیم که چرا به ما نگفتی و....

گفت: "می خواستم ریا نشود معنویتش به همین است که کسی نفهمد."

****

صبح روز تاسوعا بود. جهت برگزاری مراسم زیارت عاشورا همراه سید مجتبی و بچه های هیئت، به نیروی دریایی ارتش واقع در شهرستان نوشهر رفتیم. مراسم عجیبی بود در آن روز من کنار سید نشسته بودم. سید هم طبق معمول شال سبزی را روی سرش انداخته بود. با سوز و گداز خاصی مشغول خواندن زیارت عاشورا و مداحی بود.

بعد از پایان مراسم، شال سبز خودش را گردن من انداخت!با تعجب پرسیدم: "این چه کاریه؟"

گفت: "بگذار گردن شما باشه!"

هنوز صحبتم تمام نشده بود که دیدم جمعیت حاضر که بیشترشان نظامی بودند به سمت من آمدند و شروع کردند به دست دادن و التماس دعا گفتن. هر چه می گفتم اشتباه گرفته اید، مداح من نیستم و ... کسی به حرفم گوش نمی داد. نگاهم به سید افتاد. تنها در گوشه ای ایستاده بود کسی هم در اطرافش نبود.

اصلا علاقه ای به مشهور شدن و.... نداشت. با این کار می خواست اخلاص خود را حفظ کند.

****

سال ۱۳۶۹ در خوزستان که بودیم مسئول طرح و عملیات بود. یک روز اعلام شد که باید نقشه دقیق و رنگی از منطقه تهیه کند. روز بعد قرار بود مسئولان جهت بازدید به مقر ما بیایند. سید تا نیمه شب مشغول کار بود. تا اینکه نقشه ی خوبی تهیه شد. بعد از نمازشب و نماز صبح رفت برای استراحت.

قرار بود یکی دیگر از دوستان در تهیه نقشه کمک کند اما او شب تا صبح خوابید!

فردا وقتی مسئولان مراجعه کردند همان آقا نقشه های سید را نشان داد و برای مسئولان توضیح داد. بعد هم به دلیل دقت بالای نقشه ها هدیه ای گرفت.

سید اصلا به روی خودش نیاورد. درمقابل اعتراض ما فقط یک جمله گفت:

"اجر ما پیش خدا محفوظه."

برگرفته از کتاب علمدار

 شهید نوشت:
برای این که لطف و رحمت و آمرزش خدا شامل حال ما شود،باید اخلاص داشته باشیم.
سردار شهید حاج محمد ابراهیم همت

 دل نوشت:
دلم برای خاک جنوب....دلم برای بهشت تنگ شده....


+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1391ساعت 17:58  توسط فدایی ولایت 

بسم رب الشهدا

ای شهید!
هر روز دارم با تو نجوا می کنم...
چه بشنومت و چه نه، صدایت می زنم:
ای که عند ربهم یرزقون را برای تو گفته اند، یک لقمه برای روح گرسنه ام می گیری؟؟...

هفته دفاع مقدس بر همه آنانیکه به فرمایش امام خامنه ای، کاری کمتر از شهادت نمی کنند، گرامی باد

دعایی تا که شرمنده نباشیم


آخرين مطالب

درباره ي پرستوي مهاجر

به یاد دایی عزیزم
شهید محمد اشتری
مشخصات:
تاریخ تولد:۲۵/۹/۱۳۴۰
تاریخ شهادت:۲۱/۱۱/۱۳۶۴
محل شهادت:اروند رود-جزیره بوارین
بازگشت پیکر:1/11/1377
عملیات والفجر ۸

حس می کنم به دانشگاهی وارد میشوم که مکتب آن شهادت و معلمش حسین(ع) می باشد.(شهید محمد اشتری)

خاکريز ها

 

پيوند هاي روزانه

پشت خاکريز

رهسپــار آســـمانــــیــــ شدنـــــ

بیقرار ظهور
شهید من
قافله شهدا
پلاک شهادت
ولایت علوی 12
یک قدم تا خدا
لبیک یا حسین(ع)
خاکریز دختران
دختران بابا عطا
بانوی آسمان
او شمع و من پروانه
گل واژه های من
یا علی مدد
دلگویه
جانم فدای رهبر
خاطرات چادر مشکی
مدیون شهدا
رخت آسمانی
فتح آفتاب
عشق آباد
موعود
پاتوق عمارها
مرز شهادت
سرباز امام خامنه ای...حضرت ماه
بهشت ارغوان
تاج بندگی
جا پای ولایت(همرزم دایی)
مسافر
پاسدار شهید محمد منتظر قائم
بهترین مسیر
مردان نبرد
راه شهدا
پرستو های مهاجر
خادم الزهرا
سجده گاه سلامت
بچه های آسمان
نسلی از سلمان
خاکیان خط شکن(فرماندهان جنگ نرم)
خاکریز خاطرات
شهد ایثار
ستارگان خاکی
مکتب القرآن شهرستان ملایر
با شهدا
یاد امام و شهدا
آرزوی من شهادت
مرجع نیازمندی های ایران
سربداران 313
السلام علیک یا اباعبدالله (علیه السلام)
طلایه داران بصیرت
راهی نمونده تا خدا
اشکهایم هدیه به او
مین و شهادت
فرهنگ جبهه
چمران کردستان
جمعه های بی نشان
لبخند بی مزایده
ایثار و شهادت
توتیا
خاکریز 30
اهــــالی آسمــــان
خادم الشهدا
کبوتران زمینی
جزیره ی مجنون
حامیان ولایت سید علی
استقامت
انفجار نور
حامیان بسیجی
ܔ° خـــــادم بچه ارزشی ها ܔ°
☫ مقر افسران جنگ سایبری ☫
کائنات برای شما
مهندسی معکوس دو سیده تا خدا
دستنوشتـﮧ هاے محمدجواد میرزابیگے
تاانتها با ولایتیم
والعصر
عفاف سلاحی برای زن...حجاب سپری برای زن
((-------«امام منجي»-------))
منتقم
کسوف عشق
سرزمین عشق
آخر الزمان
تا آغوش خدا
مفرد مذکر غائب(عج)
پـنـجــ ـ ــ♥ـ ــــره بـاز
۩۞۩ ...جنبش اسلامی سایبری.... ۩۞۩
وبلاگ شهید مرحمت بالا زاده
یاوران حجاب،یاوران مهدی (عج)
مقتدر مظلوم
۩ یارسول الله ۩
مقتدایم امام خامنه ایست
یوسف زهرا(عج)
حامی رهبر
عملیات سایبری کربلای 4
بیداری اسلامی
تصویر واقعی شیطان
از روی پلک شب تا نبض انتظار
صراط
التیام
جنبش مرصوص
اندیشه های فیروزه ای
اعجوبه قرن*زندگانی شهید مصطفی اردستانی*
سلامُ علی آل یاسین
ما تا ظهور ایستاده ایم
استحکام ایمان
خادم کربلاییان
تریبون آزاد
خاکیان افلاکی
شهیدان زنده اند
جانم فدای سید علی
منتظران ظهور
کانون مهدویت دانشکده اصول دین دزفول
یوسف زهرا (عج)
اسلامیت
آفتاب 8
عرفانی
نوکران مهدی (عج)
آسـمـــــــانِ کـریـمــــــه
چراغ هدایت
قرار گاه مرجع مطالعات زنان و عفاف و حجاب
چمدانی پر از باران...
دنیای نیاز به نماز
هشتمین خورشید ولایت
یک قلمــ آزادی
گل نرگس
دایرکتوری نگین نرگس
★☆ ســتارهـ ☆★
شوق دیدار
**در مَدارِ عشق**
طلبه
عشق فقط یک کلام حسین علیه السلام
دانشجویان پیرو خط امام خامنه ای
ساروی ریکا
☆★٠•✿✿ علــوم رایانــه ✿✿•٠★☆
زخمیه کربلا
❤هر چه می خواهد دل تنگت بگو❤
شهدا نور چشمان ما هستند
اینجا همه چی دونیه!!!
معجزه ی ماندگار
سنگربانان حجاب
ناله ها و فریاد های عاشقانه
أینَ عمـــّــار ؟!؟!
دقیقه های انتظار
چهارده گل سرخ
الغوث
بی پلاک
اللهم عجل لولیک الفرج
صندوق خیریه هیئت انصارالمهدی برزول
در باغ شهادت باز، باز است
بسیجی بی پلاک
تـ ع ـجیل | TaaJiL
پایگاه اینترنتی سجاده نماز
پرواز جوان
پایگاه اینترنتی حامیان حجاب
ثامن تم مرجع قالب و ابزار
پایگاه مقاومت نجف اشرف

لوگوی همسنگران

چی شد با شهدا آشنا شدم


 پايگاه اينترنتي مقتدر مظلوم

راه رضوان

انفجار نور

ولایت سید علی

پايگاه اطلاع رساني ناحيه مقاومت بسيج شهرستان كبودراهنگ


 دایرکتوری یوسف زهرا = اولین و بزرگترین دایرکتوری ارزشی نویسان


 گروه سایبرے مهندس میرزابیگی

گل نرگس

وب سايت كبوتران زميني



جنبش وبلاگی دفاع از مقدسات

داریکتوری حامیان ولایت.وبلاگ ولایت سید علی و مقتدر مظلوم

کانون مهدویت دانشکده اصول دین دزفول عرفاني  قرارگاه مرجع مطالعات زنان و عفاف و حجاب


وبلاگ شهید مرحمت بالازاده

Day Rectori World Link

پایگاه مقاومت نجف اشرف

لوگوي سايت


طراحي و کد نويسي توسط گروه قم گرافيک